X
تبلیغات
رایتل

خوارج - وهابیون و سلفیها دشمنان دین و رسول خدا

الف- ازارقه: پیروان نافع بن ازرق، آنان غیر از خود را کافر می‌دانستند. جنگ با آنها را واجب، حتی قتل زنان و اطفالشان را جایز می‌شمردند. خیانت به مخالفان را جایز و غیر مجاهدین را کافر می‌دانستند. وصلت با غیر خود را جایز نمی‌دانستند.

ب- النجدات: پیروان نجدبن عامر مخصی: وی معتقد بود دین دو چیز است معرفت خدا -جل جلاله- و رسول -صلى الله علیه وسلم-، و مردم همگی جاهلند.

ث- الإباضیه: پیروان عبدالله‌بن اباض النمیمی: هنوز هم در مغرب و بحرین وجود دارند. در مورد مخالفان مبالغه نمی‌کنند، وصلت با آنان را جایز می‌دانند، به مسالمت نزدیکترند. جنگ با مخالفان را تنها در صورت دعوت و اتمام حجت و اعلان جنگ جایز می‌دانند.

 

 معتزله[1]

مذهب غالب و حاکم دوره سه خلیفه مقتدر عباسی هارون‌الرشید مأمون و معتصم بود. این فرقه معتقد به خلق قرآن بود. و مخالفان این عقیده را شدیداً آزار و اذیت قرار می‌داد. بنیان‌گذار مذهب معتزله واصل بن عطاست. وی شاگرد امام حسن بصری (وفات 110 ه‍. ق) بود. واصل معتقد بود که جای مسلمان فاسق میان جای مؤمن و کافر است. وقتی امام حسن بصری این بدعت را بشنید وی را از خود راند. واصل در پای ستونی از ستون‌های مسجد بصره نشست و از جمع کناره گرفت. عمروبن عبیدبن باب به او پیوست و از آن روز به بعد به پیروان او معتزله گفتند. واصل پیشوای فرقه واصلیه بود. مذهب معتزله دارای بیست و دو فرقه بود که هر فرقه دیگری را کافر می‌پنداشت. با این حال همه آنها در موارد زیر همداستان بودند:

1- همه صفات ازلی را از خدای بزرگ نفی کردند و گفتند که او را علم و قدرت و سمع و بصر و هیچ صفت ازلی نیست و خدای را در ازل هیچ نام و صفتی نبوده است.

2- دیدن خدای را غیر ممکن دانستند و گفتند: خدا جل جلاله خود را نمی‌بیند و کسی نیز او را نتوان دید.

3- به حادث بودن کلام خدا -جل جلاله- و حدوث امر و نهی و خبر او معتقدند و کلام او را مخلوق او می‌نامند. و گفتند که مردم در کار و پیشه خود آزادند و خداوند -جل جلاله- را در کار و پیشه ایشان و دیگر جانوران قدرت و کاری نیست و از آن جهت آنانرا قدریه نامند.

4- گویند که مسلمان فاسق نه مؤمن است نه کافر بلکه میان آندو است.

5- گویند: آنچه که خداوند -جل جلاله- از کارهای بندگان به آن امر نکرده یا از آن نهی ننموده چیزی ار آنان نمی‌خواسته است.


   ای جوان مسلمان،بدین ترتیب کاملا ًروشن شد که سلفی امروز وهابی دیروزوخوارج پریروزهمگی یکی هستند.هر سه گروه  از یک سرچشمه گل آلودبدعت،آب می خورند ودردریای تاریک گمراهی شناورند.هدفشان برهم زدن صف ِ مسلمانان است.لذا بنده نیزچندین نشانه ازخوارج را بیان می کنم،تا ایشانرا بهتر بشناسید واز آنان دوری نماییدوفریبشانرا نخورده و سن جوانیراگزاف ازدست ندهید .زیرا سهل فرمود: «هرکس از باور راستین و یکتا  پرستی خالص برخوردارباشد، نباید به اهل بدعت اعتماد کند وبا ایشان بنشیند .وباید دشمنی خویش را با او آشکار نماید. هر کس با بدعت گزار نرمی نشان دهد خداوند بزرگ  حلاوت و لذت سنت را از او می ستاند.هر کس برای نیل به  مقام  دنیوی و طمع مال دنیا، از بدعت تبعیت نماید خداوند بزرگ  او را خار و حقیر می گرداند .هر کس با  او بخندد خدای بزرگ نور ایمان را از دل او بیرون می برد. هر کس این مطالب را باور ندارد، می تواند آن را تجربه نماید. نگا:( مدارک التنزیل  ج4، ص237).

   1-تکفیر مردم:یعنی به آسانی با ارتکاب یک گناه ، اتهام شرک-کافرشدن -را به مسلمانان نسبت می دهند.«کَانا إبنُ عُمَررضی الله عنهما یُراهُم (ائ الخوارج) شِرار خلق الله، وقالَ:انطلقوا الی آیات نزلت فی الکفار فجعلوا علی المؤمنین» - روایت بخاری.

   «حضرت عبدالله پسر حضرت عمر رضی الله عنهما خوارج را بدترین افراد می دانست و می فرمود :ایشان آیات وارد شده در شأن کفار را بر مؤمنان اطلاق می نمایند».

   به خاطراین صفت زشت آنان،پیامبرص فرمود:«0هُم شَرّالخَلق وَ الخَلِیقَةِ» - روایت مسلم.

«خوارج ازتمام انسانها وحیوانات بدترند».نگا:(إرشاد الساری  فی شرح صحیح البخاری،ج10،ص84).

   2-دائما ًبرای گمراه کردن نسل جوان در تلاشند: به ویژه جوانانی که سطح علمی پایینی دارند و فاقد تجربیات زندگی  هستند.پس بهمین منظور چندین تشکیلات به اصطلاح اسلامی را  ایجاد

کرده، و به نام  تبعیت از سلف و پرهیز از بدعت  جوانان را به دشمنی مسلمانان دعوت می نمایند.

   3-بسیار دروغ گویند :به دروغ شعار« القرآن  و السنه» را در بین مسلمانان سر می دهند و به گفته های ظاهر زیبای درون آلوده، جوانان را طوری تفهیم می نمایند که فقط ایشان به قرآن و حدیث

رفتار می نمایند و سایر مردم گمراهند.

 پس ای جوان مسلمان،آگاه باشید که به یک جوان خارجی تبدیل نشوید، چرا که عمر جوانی را از دست خواهید داد.

  پیامبر(ص) راجعبه این دو علامت خوارج می فرماید:«سَیَخرُجُ فی آخِرَالزَّمَانِ قَوم أحدثُ الأسنان سُفَهَاء الأحکامِ  یَقُولُونَ مِن  خَیرِ قولٍ البَریَّةُ یَقرَوُنَ القُرآنَ لایَجَاوزَحَنَاجرَهُم یَمرَقوُنَ مِنَ الدِّینِ  کَمَا

یَمرَقُ السَّهمُ مِنَ الرَّمِیَّةِ فاذا لَقَیتُمُوهُم فَاقُتُلوهُم فَإنَّ  فی قَتِلِِهِم  أجرا ً لِمَن قَتَلَهُم عِنَدَاللهِ یَومَ القِیَامَةِ» - روایت بخاری ومسلم.

   «درآخر زمان گروهی پیدا می شوند که نو رسیده، نوجوان، کم عقل و کم فهمند. بهترین حرفها را می زنند و قرآن می خوانند، ولی از گردنشان به پایین تر تجاوز نمی کند .بعلت سخت گیری و تندروی از دین خارج می شوند، همچنانکه تیرکمان رها می شود. هرگاه با همچون افرادی برخورد کردید،آنان را بکشیدزیرا کشتن ایشان در روز قیامت موجب اجر الهی است».نگا:(شرح مسلم/29/5).

   ای جوان مسلمان،شما،بخوبی می دانید که شعار مقدس« القرآن والینّه»،زیباترین سخن افراد است ولی ایشان با دروغ  آن را سر می دهند مانند گذشتگان خوارج، که شعار مشهور«لا حکم  الالله»

را در برابر حضرت علی سر دادند. حضرت علی( رض) د رجواب  فرمود:«کَلِمَةُ حَقّ أریدَ بِهَا باطِلٌ»-روایت مسلم.یعنی این عبارت زیبا و رساست، چرا  که  حکم  و فرمانروایی را فقط  از آن خدا

می داند ، لکن  هدف ا ز این  جمله  بر هم  زدن  صف مسلمانان  می باشد، که امری ناروا است.

   بنابراین اگر خوارج امروزه نیز چنین ادعایی دارند  باید شعار مذکور را رودرروی کفار سر دهند ،نه در برابر مسلمانانی که نسبت به خدا و پیامبر(ص) خاضع و فروتن است.

  4-به حفظ کردن قرآن ،نماز و روزه بسیار اهمیت می دهند :نمازشان را بشیوه جدا از مردم اقامه می کنند. خود را خداپرست جلوه می دهند، و از گناهان صغیره پرهیز می نمایند. ولی  ارتکاب  گناه

کبیره برایشان هم چون آب خوردن آسان است. پیامبر(ص) راجع به این نشانه فرمودند:«یَخرُجُ قَومٌ مِن أمَّتی یَقرَوُونَ القُرآنَ  لیسَ قِرَائَتَکُم إلی قِرَأتِهِم بِشَئٍ یَقرَووُنَ القُرآنَ یَحسَبونَ  أنّهُ  لَهُم  وَ هُوَ عَلیهِم« - روایت مسلم.

   «گروهی درمیان امت من پیدا می شوند که از جماعت  فاصله می گیرند. قرآن می خوانند، قرآن خواندن  شما  نسبت به  تلاوت ایشان، و نماز و روزه ِتان در مقابل آن ناچیز است. قرآن می خوانند

و می پندارند که به نفع  ایشان است. ولی در واقع  قرآن  ضد آنان است».

   پس ای حوان مسلمان، شما نماز را فقط به خاطر خدا بخوانید، نه برای تحزب   و حزبگرایی.

    5-خودداری از نماز جماعت: خوارج از ادای نماز جماعت پشت سر دیگران خودداری می نمایند و آنان را  کافر می پندارند، چرا که از بدی و منکر نهی نمی کنند!! نگا: (تحفة المحتاج/67/9).

   6-نسبت به پیامبر(ص)  بی ادب و بی حرمتند. با صلوات فرستادن  بر پیامبر، زیارت مقبره پیامبر و توسل به  ایشان - پناه  بردن به خدا به وسیله ی پیامبر- و...مخالفند.

   این صفت به استاد بی ادب گذشتشان باز می گردد که به پیامبر گفت «اعدل...اتّق الله»روایت بخاری و مسلم هم اکنون نیز خوارج جمله ی «اتّق الله»را بعنوان یک شعار اختصاصی بکار می برند.

 7-نسبت به علماء اهل سنت و جماعت بسیار بی ادبند: از همان صده اول تابه امروز، تمام علمای اسلام را مشتبه و گمراه شمرده وتنها سخن خود  و رهبرشان را صحیح می دانند. حتی حضرت عُمَر(رض) را در موضوع طلاق  ثلاثه  مشتبه  می شمارند. به اجماع علمای اسلامی باور ندارند.  با  پیشوایان  چهارگانه ی  اهل سنت مخالفند.

علمای اسلام را با عنوان کشیش وخاخام نام می برند و به جوانان فریب خورده می گویند مثل نصاری و یهود به حرف کشیش ها و خاخام ها گوش ندهید. و به خاطر این ویژگی زشت  ایشان، پیامبر(ص) راجع  به خوارج  فرمود:« إنَّهُم  کِلابُ  أهلِ النَّار»-روایت حاکم

به راستی خوارج سگان اهل جهنمند.

   پس ای جوان مسلمان ازشماخواهش می کنم، نسبت به علمای اسلام بی ادب نباشیدوقدر،حرمت و مقام علمی آنان را نگاه بدارید.

   8-پیوسته با مسلمانان درگیرند و ایجاد اختلاف می نمایند: نمی گزارند، مسلمانان از دین بهره بگیرند و در برابر کافران بقدرت واحد تبدیل شوند. در عین حال با کافران مرتبط و از ایشان کمک

می گیرند. شهادت حضرت علی رض به دست خوارج و جنگ  وهابی ها با لشکراسلام بهترین شاهد بر مدعا است.

خوارج به نام«سلفی»هم اکنون نیز بهمان شیطنت ها مشغولند.کتاب«فتح  الباری فی  شرح صحیح البخاری» را جلوی  چشم جوانان  پاره  می کنند .زیرا مؤلفش  ابن  حجر عسقلانی  شافعی

مذهب ، و اشعری است. امام نووی ( رح ) مؤلف شرح  صحیح مسلم را لکه دار نموده واو را دروغگو می نامند. زیرا شافعی  مذهب و اشعری بوده است هر عالم بزرگوار و صاحب منزلت دیگری را که محل استفاده مسلملنان باشد  لکه دار می نمایند، تا جوانان را از نور علم و آگاهی آن بزرگواران محروم سازند.

   راجع به این نشانه ی زشت آنان پیامبرص می فرماید:«یَقتُلونَ أهلَ الدسلام ِ وَ یَدَعُونَ  أهلَ  الأوثانِ»- روایت  بخاری و مسلم.

«خوارج مسلمانان را می کشند وازکافران اعراض می نمایند».

   هم چنین می فرماید:«یَخرُجونَ علی حینٍ فُرقَةٍ مِنَ النَّاس» - روایت بخاری و مسلم. یعنی درحالی که مسلمانان متفرق و بی قدرتند، خوارج از مسلمانان جدا می شوند و علیه آنان  قیام می کنند.

   9- همیشه متشابهات قرآن و حدیث دم می زنند و آنرا با درس می خوانند، مانند: «أستوی عَلَی العَرشّ»و«یَداللهِ فَوقَ أیدِیهم «و«وَیَبقَ وَجهَ رَبِّکَ»وَإلخ...

   با هوا و هوس خویش، آیات و احادیث را شرح و تفسیر کرده وبرای منتشر کردن عقیده اهل تجسیم آنها را ملاک قرار می دهند

و به نام پیروی سلف و تنظیم عقیده، جوانان را از مسیر اهل سنت منحرف می سازند.

   خداوند بزرگ درمورد این نشانه می فرماید:«فَأمّا  الَّذینَ  فی قُلُبِهِم زیِغٌ فَیَتَّبِعونَ مَا تَشَابَهَ مِنهُ ابتغاءَ الفتنةَ»تا آخر آیه 7سوره آل عمران

   «کسانی که در دلشان بیماری وکجی وجود دارد و از راستی منحرف شده اند، خود را به آیات متشابهات مشغول می سازند، تا مردم را گمراه کنند و در بین آنها تفرقه بیندازند».

   همچنین پیامبر(ص) نیز بعد  از قرائت  این  آیه  فرمودند «إذا رَأیتُمُ الَّذینَ یَتَّبِعُونَ مَاتَشابَهَ مِنهُ فَاؤلئکَ الَّذینَ سَمَّی اللهُ فَاحذَرُوهُم»- روایت بخاری ومسلم.

     «یعنی هرگاه همچون کسانی  را  مشاهده  کردید  که  بدنبال متشابهات قرآن می گردند، بدانیدکه ایشان همان بدکارانی هستند

که خداوند در این آیه از آنان نام برده است .پس خودتان را از شرّ  ایشان مصون دارید».

   ابن حجرعسقلانی می فرماید: بحث و گفتگو ازمتشابهات قرآن برای اولین بار درمیان یهودی ها آشکار و سپس در بین خوارج بروز کرد.(فتح الباری،ج8،ص267).

   10-تراشیدن موی سر :پیامبر(ص) فرمودند:«سِیمَاهُمُ  التّحالُقُ»- روایت مسلم.

یعنی علامت خوارج تراشیدن موی  سراست.

   این موضوع را در بحث  وهابیها  نوضیح دادیم، ولی امروزه این نشانه کمتر قابل مشاهده است.

   امام  نوری رح  می فرماید: این  حدیث  دلیل  مکروه  بودن تراشیدن موی سر نیست، بلکه بیانگر یکی از نشانه های خوارج است ،البته بعضی علائم حرام و بعضی دیگر حلال است.

   سپس می فرماید :تراشیدن موی سر در هر زمانی  جایز است، منتهی درصورت برنیامدن از عهده نظافت موها تراشیدن موی  سر سنت است(شرح مسلم در حاشیه عسقلانی،ج5،ص27).

   11-درهم پیچیدن و جمع کردن دامن لباس  هایشان: حضرت ابوسعید خدری در وصف رهبر پیشین خوارج می فرماید:«فَقَامَ رَجُلٌ غَئِرُالعَینَینِ،مُشرَفُ  الوَجنَتَینِ، ناشِزُ  الجَبهَةِ، کَثُّ  اللِّحَیةِ،

مشحلُوقُ الرّأسِ، مُشمَرُّالإزارِ،فَقَالَ یا رَسُولَاللهِ اِتِّقِ اللهِ)- روایت بخاری ومسلم.

  «مردی با چشمان فرورفته،گونه های برجسته، پیشانی برآمده، ریش پرمو،سرتراشیده ودامن درهم پیچیده گفت: ای پیامبر خدا از خدا بترس»!!

   ای جوان مسلمان،دراینجا هدف ما این است که خوارج امروزی مانند رهبر پیشینشان دامن شلوار خود را پیچیده و جمع می کنند. پس با توجه به اینکه ایشان این کار را به عنوان یک شعار مذهبی

خویش تلقی می نمایند در غیر این صورت کوتاه دامن سنت و دراز کردنش تا زیر قوزک پا، برای فخر فروشی، حرام است. همچنانکه در حدیث بخاری و مسلم آمده، هر کس برای فخر فروشی و تکبّر دامن لباسهایش را بر زمین بکشاند،خدای بزرگ با چشم  رحمت به او  نگاه نمی کند .ولی اگر به عنوان هوا و تکبر نباشد، گناه نیست.

برای توضیح این دوحدیث،نگا:(ارشاد الساری فی شرح صحیح البخاری،90/6و422)و(شرح مسلم377/8).

   ای جوان مسلمان،ازشما خواهش می کنم به فرمان خدا و پیامبر(ص) رفتار کنید و خود را از خوارج بر حذر دارید .بدانید که خوارج با  امام اشعری و مذهبش بسیار مخالفند، زیرا ایشان از نسل حضرت

ابوموسی اشعری است که صحابه ی پیامبر و در هیأت  التحکیم [داوری]،نماینده ی حضرت علی بود.

  ای جوان مسلمان،حال آنکه روشن گردید  که  کفار برای  فروپاشی خلافت اسلامی چه توطئه ایی را طراحی کردند  و خوارج در دوران حضرت علی وخلیفه ی عثمانی ،چگونه با  مسلمانان به مبارزه و دشمنی پرداختند.

   از آغاز قرن 15ه ق ، مسلمانان هوشیار شدند. چندین  جنبش اسلامی شکل گرفت وبار دیگر روح جهاد و کفر ستیزی، در دل  مسلمانان زنده شد.ولی متأسفانه این بار نیز خوارج  قد الم  کرده وبرای برهم زدن صفّ ِ  مسلمانان و سست کردن  روحیه جهاد در آنان، تفرقه  انگیزی  را  شروع کردند و به  نام  سلفی یعنی پیروان سلف،وارد میدان اسلام شدند.

   در واقع سلفی های امروز،همان خوارج پیشین و دشمنان سر سخت سلفند.زیرا  فقط ایشانند که چهار پیشوای سلف را تحقیر کرده ،وآنان را به کشیش  مسیحی و خاخام  یهودی  تشبیح  می

نمایند.تنها ایشانندکه جوانان ما رادرس داده وبه آنان  می گویند:

این علما، با کتاب های ورق زرد  پرورده شده اند و از اسلام و علم،بی نصیبند.پیروان این چهارمذهب راگمراه شده و فاقدعقیده می پندارند!!گذشته از این ها می گویند:پیامبر کافر زاده است - نعوذبالله!

   ای جوان مسلمان،به این ترتیب سلفی های خوارج به نام اسلام، اسلام را می کوبندوصفّ ِمسلمین را برهم می زنند.اینک چون این  نادانان درهیچ مدرسه ی دینی درس نخوانده وتحصیلات دینی را  زیر نطرهیچ عالم دینی فرا نگرفته اند، می بینید که همچون کور پا برهنه وارد دین اسلام شده وآنان را مانند مسائل[مرام]حذبی به مردم معرفی نموده وشعارهای عجیب ومتفاوت ازمردم  سرمیدهند.

   خیلی واضح است که دعوت آنان،بادعوت اسلام متفاوت است وازشیوه ی تبلیغاتشان معلوم می شود که این بهشت پهناور را تنها ازآن خودمی دانند.اکنون بدانید،کسانی که هم اینک آسیاب  نزاع و اختلاف را می گردانند دردست غرب اسیرند مانند آلبانی ،ابن  باز، صالح فوزان،عثیمین،محمدجمیل زینووافراد دیگریکه برای ایجاد اختلاف، به تشکیل مراکزی مانند:«مکتبه القرباء در ترکیه، اداره

البحوث العلمیه والافتاء در سعودیه ومکتبه الدعوه ، در انگلستان وآمریکا»اقدام نموده اند.

   ای جوان مسلمان،نیک می دانید که کفاربرای برهم زدن صفّ مسلمانان وسست نمودن جنبش های اسلامی ، تا چه حدی از این

آشوبگران بهره می برند.همین مجرمانندکه بنام پاک سازی عقیدهدرمیان جوانان مجاهد نفوذکرده و ایشان را به دشمن همدیگر تبدیل نموده اند. جهاد را ازیادشان برده اند .برای این عمل زشت، مبالغ و

کمک های کلانی را ازکشورهای کافر دریافت می کنند  ونوشتهای رنگارنگ و زهرآگین را به صورت رایگان در بین جوانان منتشر می کنند وایشان را به دشمنی با علمای اسلام فرا می خوانند و به

آنها می گویند :تا عقیده ات درست نشود، نباید به جهاد بروید !بدین شیوه، جنبشهای اسلامی را تضعیف می نماید.

   دکتروهبه مصطفی الزحیلی اززبان اندرسن انگلیسی نقل  می کند که می گوید:«غربیها بویژه انگلیس از بروز و احیای اندیشه ی جهاد دربین مسلمانان بسیارمی ترسند،مبادا که  یک صدا شده ودر رو در روی  دشمنانشان  بایستند».

   به این خاطر است که غربی ها وبویژه انگلیس، برای خاموش کردن توکل  جهاد ، تلاش  می کنند .نگا:( آثار الحرب  فی  الفقه الاسلامی، ص59)و(فقه السیرت،ص136).

   ای جوان مسلمان، کفار غرب،تا همچون آشوبگران و اختلاف آفرینانی در کشورهای اسلامی داشته باشند و به وسیله ی آن صف حرکت های اسلامی را متفرق، وبه سبب  دشمنی های  بی فائده،

جوانان را از جهاد دور نمایند از به کار گیری بمب و موشک علیه  مسلمانان بینیازند.

.

حدیث تصادفی

حدیث تصادفی

Online User