X
تبلیغات
رایتل

تشویق بر توبه

نجوای عبد
                                                                      باب (8)
1761ُ: صفوان بن محرز گوید: یک وقت با ابن عمر راه می رفتم دستش را گرفته بودم در این اثنا مردی آمد گفت: تو در مورد نجوای عبد با پروردگارش در روز قیامت به چه کیفیتی از پیغمبر (ص) شنیده ای ؟ ابن عمر گفت:  از پیغمبر ُ(ص) شنیدم می فرمود: خداوند در روز قیامت بنده مومن خود را به خود نزدیک می نماید. تا جای که او را تحت حفاظت و پوشش خود قرار می دهد. و به او می فرماید:  آیا فلان گناهی را که انجام داده ای می شناسی ؟ و فلان  گناه دیگر را می شناسی ؟ می گوید بلی پروردگارا آنها را می شناسم به این ترتیب  به تمام گناهانش اعتراف می کند این عبد مسلمان در چنین حالتی تصور می کند  که کارش تمام است به کلی بدبخت شده است.
 خداوند می فرماید: من این گناهان تو را در دنیا پوشانده ام امروز هم آنها را می بخشم بعد از اینکه مورد عفو قرار می گیرد. نامه حسناتش به دستش داده می شود.
اما بر کافران و منافقان شاهدان شهادت می دهند که اینها کسانی هستند که بر پروردگارشان دروغ می بستند و برای او شریک قرار می دادند لعنت خدا بر ظالمان و مشرکان باد.
در مورد آیه که می فرماید : نیکی بدی را از بین می برد
                                                                  باب (7)
1758: ابن مسعود گوید:  یک مرد زن بیگانه ای را بوسیده بود. به نزد پیامبر (ص) آمد. و جریان را به او خبر داد.
خداوند آیه 114 سوره هود را نازل  نمود. که می فرماید: ( نماز را  در دو طرف روز (صبح و ظهر و عصر) و  سا عتی از شب (مغرب و عشاء) به پا دارید همانا نیکی ها بدی ها را از بین می برد.) آن مرد گفت: ای رسول خدا آیا این تنها برای من است ؟  پیغمبر (ص) فرمود:  خیر برای امت من می باشد.  هریک از امت پیغمبر(ص) از این فظیلت و رحم برخوردار می باشند که گناهانشان به وسیله اعمال صالحشان از بین می رود.




ص325





1759: انس بن مالک گوید: نزد پیغمبر (ص) بودم یک نفر آمد. گفت : ای رسول خدا من دچار گناهی شده ام که دارای حد است حد آن را برمن اجرا  نمایید. ولی پیغمبر (ص) از او نپرسید چه گناهی مرتکب شده است ؟ تا وقت نماز فرا رسید آن مرد با پیغمبر (ص) نماز خواند. وقتی پیغمبر (ص) نماز را تمام کرد. آن مرد به نزد پیغمبر(ص)  رفت و گفت:  ای رسول خدا من دچار گناهی شده ام که  موست جب حد است برابر کتاب خدا مرا حد بزن پیغمبر (ص) فرمود مگر با ما نماز نخواندی ؟ آن مرد گفت بلی  با شما نماز خواندم پیغمبر (ص) فرمود:  خداوند از گناه شما گذشت نمود و حد شما را بخشید.
( امام نووی می فرماید:  حد در این حدیث به معنی گناهی است که موجب تعریز می باشد و جزو گناهان صغیر بوده است. چون علماء اتفاق نظر دارند. که گناهان کبیره ای که موجب حد هستند حد آنها با نماز ساقط نخواهد شد)







328
غیرت خدا در مقابل حرام و حرام بودن فاحشگی
                                                                        باب(6)
 1755: عبد الله بن مسعود گوید: پیغمبر (ص) فرمود: هنگامی که عبدی مرتکب گناهی می شود. هیچ کس به اندازه خداوند خشمگین و نا راحت نمی شود. به همین خاطر است که فحشا را چه به صورت آشکار و پنهانی حرام نموده است . و هیچ عملی در پیشگاه خداوند. محبوبتر از تعریف و توصیف  و حمد و ثنای او نیست. برای این است که خداوند خود را تعریف و توصیف نموده است.


ص324






1756: ابوهریره گوید: پیغمبر :  (ص) فرمود: خدا وند به حالت غصب و خشم در می آید. و غصب و خشم او از این است. که انسان مومن مرتکب حرامی شود.





ص324





1757: اسماء گوید: شنیدم که رسول خدا (ص) فرمود: هیچ کسی برای حفظ آبرو و ناموس با غیرت تر از خدا وند نیست.





ص324
در باره وسعت رحمت خدا و اینکه رحمتش بر غضبش سبقت گرفته است
                                                                       باب(4)
1749: ابوهریره گوید پیغمبر (ص) فرمود: وقتی خداوند جهان را آفرید: در کتابش که بر عرش پیش خود می باشد. نوشت: رحمت من بر قهر و غصبم غلبه دارد و بیشتر از آن است.







ص320







1750: ابوهریره گوید: پیغمبر (ص) می فرمود: خداوند رحمت را به صد قسم تقسیم کرده است.نود و نه قسم آن را پیش خود نگاه داشته است. و یک قسم را به زمین فرستاده است. با این یک قسمت است که مردم به هم رحم و محبت می کنند. حتی اسب که سمش را به آرامی از روی کره اش بر می دارد. تا به آن آسیبی نرسد. مقداری از این قسمت به او هم رسیده که اینهمه نسبت به کره اش مهربان و علاقه مند است




ص320






1751: عمر بن خطاب گوید: عده ای از اسرا را پیش پیغمبر (ص) آوردند. در بین آنان زنی بود که بچه اش را گم کرده بود. از اینکه شیر در پستانهایش جمع شده بود ناراحت بود. و آنها را می دوشید. و هر بچه ای که می دید به او شیر می داد تا اینکه بچه خود را پیدا نمود. آن را به سینه اش چسپاند و به او شیر داد.پیغمبر (ص)
به ما فرمود:فکر می کنید که این زن با اینهمه رحم و محبتی که نسبت به فرزندش دارد بتواند او را در آتش بیندازد ؟گفتیم خیر. او نمی تواند بچه را در آتش بیندازد.پیغمبر(ص) فرمود: همانا خداوند نسبت به بندگانش مهربانتر از این زن نسبت به بچه اش می باشد.





ص320






1752: ابو هریره گوید: پیغمبر(ص) فرمود: یک نفر که هیچ کار نیکی را انجام نداده بود وصیت کرد که مرد جسد او را بسوزانند.نصف خاکسترش را در خشکی و نصف دیگر آن را در دریا پراکنده نمایند. گفت قسم به خدا اگر خداوند  بر جسد من دسترسی پیدا کند آن را به نحوی عذاب می دهد که هیچ کس دیگری را عذاب نداده باشد.(وقتی آن مرد فوت کرد وصیتش را انجام دادند) خدا وند به در یا دستور داد. که آن قسمت که خاکستر در
آن  ریخته شده است جمع نماید.و همچینین به خشکی دستور داد تا اجزاء پراکنده آن جسد را جمع آوری نماید
(وقتی که خداوند جسد را جمع و زنده نمود) از او پرسید: چرا این کار را کرده ای ؟ گفت: خداوندا خودت می دانی از ترس و خوف تو این کار را کردم خدا وند گناهان او را مورد عفو قرار داد





ص321







تشویق بر توبه

                                                                   باب(1)
1746: ابوهریره گوید: پیغمبر(ص) فرمود: خداوند می فرماید: من مطابق عقیده عبدم نسبت به من با او عمل می کنم. هر وقت مرا یاد کند.با او هستم. اگر او مرا در دل خود یاد نماید من هم او را پیش خود یاد می نمایم. اگر مرا در میان جماعتی ذکر کند.منهم در بین جماعت بهتر او را ذکر می کنم. اگر وجبی به من نزدیک شود. من متری به او نزدیک خواهم شد. اگر متری به من نزدیک شود من دو متر به او نزدیک می شوم. اگر به حالت عادی و آهسته به سوی من بیاید من با عجله به سوی او میایم.




ص318






1747: عبدالله بن مسعود گوید: پیغمبر (ص) فرمود:  خداوند از توبه کردن عبدش خوشحال تر از کسی است که وارد جای خطر ناکی می شود. تمام آذوقه و آب و غذایش بر پشت شترش قرار داده است سر ش را بر زمین می گذارد تا کمی بخوابد اما همینکه بیدار می شود.میبیند شترش رفته است.به دنبالش می گردد. تا اینکه شدت گرما و تشنگی و سایر ناراحتی ها بر او غلبه می کند.(می گوید بی فایده است بهتر است به همان مکان اولی برگردم آنگاه بر می گردد می خوابد. سپس سرش را بلند می کند. می بیند شترش نزد او ایستاده است.




.

حدیث تصادفی

حدیث تصادفی

Online User